تبليغاتX
هیچستان
هیچ اگر سایه پذیرد ما همان سایه هیچیم
من از روییدن خار سر دیوار دانستم

که ناکس کس نمیگردد

بدین بالانشینیها

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/23ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط هیچ کس   | 

تو ای با دشمن من دوست

صداقت را سپر کردی

چه آسان گم شدی در خود

چه دردآور سفر کردی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/23ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط هیچ کس   | 

فقر یعنی خواستن هر آنچه که نداری

 

یعنی گذاشتن نون ناهی بر سر هر فعل دوستداشتنی

 

نداشتن٬ نخوردن٬نخندیدن٬نبوسیدن٬نبوییدن

و.............

 

ندانستن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/08ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط هیچ کس   | 

پرنده گفت : چه بويي چه آفتابي

آه بهار آمده است

و من به جستجوي جفت خويش خواهم رفت

پرنده از لب ايوان پريد

مثل پيامي پريد و رفت

پرنده‌ي کوچک

پرنده فکر نمي‌کرد

پرنده روزنامه نمي‌خواند

پرنده قرض نداشت

پرنده آدمها را نمي‌شناخت

پرنده روي هوا

و بر فراز چراغ‌هاي خطر

در ارتفاع بي‌خبري مي‌پريد

و لحظه‌هاي آبي را

ديوانه‌وار تجربه مي‌کرد

پرنده آه فقط يک پرنده بود

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/07ساعت 8:41 بعد از ظهر  توسط هیچ کس   | 

هر سال میگیم دریغ از پارسال

 

امروز تولد منه

 

۰۴/۰۵/۶۲

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط هیچ کس   | 

برای شعر تازه

اجازه بی اجازه

از تو نوشتن قدغن

گلایه کردن قدغن

عطر خوش زن قدغن

تو قدغن من قدغن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط هیچ کس   |