|
هیچ اگر سایه پذیرد ما همان سایه هیچیم
|
که ناکس کس نمیگردد
بدین بالانشینیها
صداقت را سپر کردی
چه آسان گم شدی در خود
چه دردآور سفر کردی
یعنی گذاشتن نون ناهی بر سر هر فعل دوستداشتنی
نداشتن٬ نخوردن٬نخندیدن٬نبوسیدن٬نبوییدن
و.............
ندانستن
آه بهار آمده است
و من به جستجوي جفت خويش خواهم رفت
پرنده از لب ايوان پريد
مثل پيامي پريد و رفت
پرندهي کوچک
پرنده فکر نميکرد
پرنده روزنامه نميخواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نميشناخت
پرنده روي هوا
و بر فراز چراغهاي خطر
در ارتفاع بيخبري ميپريد
و لحظههاي آبي را
ديوانهوار تجربه ميکرد
پرنده آه فقط يک پرنده بود
امروز تولد منه
۰۴/۰۵/۶۲
اجازه بی اجازه
از تو نوشتن قدغن
گلایه کردن قدغن
عطر خوش زن قدغن
تو قدغن من قدغن