تبليغاتX
هیچستان
هیچ اگر سایه پذیرد ما همان سایه هیچیم
 

عشق است

باز این ترانه ها را عشق است

رخش سرخ بادپا را عشق است

عشق درگیر غروب درد است

بازهم طلوع ما را عشق است

آی از خانه زخم و گریه

غربت بغض گشا را عشق است

آی از آب و هوای بی عشق

بادبان ناخدا را عشق است

اهل بی مرزترین دریا باش

آی اهل همه جا را عشق است

از غزل باختگان میترسم

شعرهای بی هوا را عشق است

ای قشنگ سازها آوازها

روزهای بی عزا را عشق است...

 

سلام

اینروزها خیلی درگیرم همینجا از همه دوستان خوبم معذرت میخوام که نتونستم به همگی سر

 بزنم و جواب این همه لطف رو بدهم.من تهی شدم شبهایم را با همین ترانه ها صبح میکنم.

نوشتم تا بلکه حس خوبی که این ترانه به من میده بتونم با شما تقسیم کنم.

در ضمن برای دوست و برادر بزرگترم مجتبی  lovely هم دعا کنید نمیدونم چرا

خدا تصمیم گرفته یکباره همه چیزم رو از من بگیره.

کسی که هیچکس است....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/25ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط هیچ کس   | 

ما آدمها دورنگیم سفید وسیاه خاکستری نداریم.

نمیشه کاملا سفید بود و کاملا سیاه این دو رنگ تقسیم شده.

فقط مقدارش توی وجود هر کدوم از ما متفاوته.

این منم نصفم سیاه و نصفم سفید

در ضمن ممنونم از دوست خوب عکاسم جناب آقای دینی

هیچکس

پ.ن:اینکه عکس خودمو گذاشتم شاید یک کم عجیب باشه ولی من عاشق کارهای اینطوریم شاید اینطوری

بتونید منو بهتر بشناسید و جوابی باشه به برخی از دوستان که میخواستند جنسیت منو بدونندهمینطور

 اینکه اینکار آغاز یک سلسله کارهایست که من میخوام انجام بدم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/12ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط هیچ کس   |