|
هیچ اگر سایه پذیرد ما همان سایه هیچیم
|
این آخرین بار بود که نوشتم
هیچستان رفت و هیچکس مرد
اگر کسی کارم داشت یا شماره موبایلمو باید داشته باشه
یا همینجا بنویسه هر چند وقت یکبار میام و جواب میدم
مجتبي عزيزم
داداش پدرام
ترنم خوبم
الهه عزيز
مامان محبوب گل
زن سي ساله
ساريناي دوست داشتني
عباس ديني محترم
شميمه
شهلا
محمود بوستان
فرزانه محمدي
نينا سولماز اناهيتا گرامييم
نميتونم از همه شما ياد كنم
ببخشيدم و سپاسگذرام كه توي اين چندسال به مزخرفات اين مغز
خشك من و ناله هاي اين دل تنگ گوش داديد.خوانديدم و من هم
شما را خواندم.
ببخشيدم اگر توهيني كردم كه البته هميشه سعي داشتم انجام ندهم
ممنونم كه هميشه راهنماييم كرديد
الان دلم بد جور گرفته رفتن هميشه سخت بوده ولي رفتن از اينجا
خيلي سخت تر از اون چيزي كه ميتونستم تصور كنم.
هيچستان حذف نميشه ولي ديگه هيچ وقت دوباره نوشته نخواهد شد
نخواستم اين آخرين بند را پاره كنم...
ببخشيدم و حلالم كنيد...
محمد بالادستيان
كسي كه هيچكس است...
به آیینه ها اعتمادی نیست
چرا که هنگامی که دست راستت را دراز میکنی
آنها دست چپشان را پیش میکشند...
ته مانده:مخاطب خاص دارد
ته مانده:اصولا تغییر چیز خوبی نیست
چیزی را که تجربه کردم برایتان نوشتم.
برای مهر متاسفم که همیشه بی مهری ها در مهر نمود پیدا میکنند.
به زودی آرشیو وبلاگ هم دوباره قابل روئت خواهد شد.
و من دوباره همان هیچکس خواهم بود
شاید پسرفت باشد ولی برای پرشهای بلند باید دورخیز مناسبی داشت.
خدايا براي همه داشته هايم مرا ببخش
و براي همه نداشته هايم بيامرز
هميشه در خاطره ام ميمانيد...
كسي كه هيچكس است
ته مانده:هیچ کجا ننوشتم و یا نگفتم که میروم
این بخشی از تغییرات است
خداحافظ گذشته سلام حال به امید آینده...
ته مانده نوشته شده در مورخ:۱۰/۰۷/۱۳۸۸ساعت۱۸:۴۰
پاييز مرگ ميكارد و رنگ درو ميكند.
زمستان ميكشد...
ته مانده:وبلاگ من و الهه به روز شد.
ته مانده:ببخشيد كه كمتر سر ميزنم اينروزها درگير يك كار حقوقي هستم شرمنده همه شمايم.
و مثل هميشه رويم سياه.
ته مانده:بابت پست رمزدار هم شرمنده مقداري احوالات شخصي بود.