تبليغاتX
هیچستان -
هیچ اگر سایه پذیرد ما همان سایه هیچیم
هیچکس اشکی برای ما نریخت

 

هرکه با ما بود از ما میگریخت

 

چند روزیست حالم دیدنیست

 

حال من از این و آن پرسیدنیست

 

گاه بر روی زمین زل میزنم

 

گاه بر حافظ تفاعل میزنم

 

حافظ دیوانه فالم را گرفت

 

یک غزل آمد که حالم را گرفت

 

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

 

خود غلط بود آنچه میپنداشتیم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/13ساعت 7:38 بعد از ظهر  توسط هیچ کس   |